دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

شالــو کلاه کن آسمون خیســــِ //... درباره »
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
مرد
امتیاز: 8169

دنبال‌شدگان

(1092 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(816 کاربر)

گروه‌ها

(150 گروه)

بازدید

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

لبخند که می زنی، گمان می کنند که اسب شده ای و باید سواری را ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

هفته پیش این موقع رویایی ترین شب عمرم بود... حالا خدا داره با سودش ازم پسش میگیره!!! شکر!

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
634624873272604318.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

آرامش... کمی هم دلهره...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
0.239562001316011932_taknaz_ir.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
564341_199062363542371_169684586480149_308383_911122487_n.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

بعضی ادما مال تواند : حتی اگر بزارند و بروند،آخرش برمیگردند ...... بعضی ادما مال تو نیستند : حتی اگر هر روز و هر لحظه کنارت باشند اخرش میگذارند و میروند باور کنید.....

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

حرف زیاده حوصله نیست. گاهی آدم باید بره تو خودش خستگی در کنه.

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

جدیدا وقتی پست میزنم زیاد نگاه میکنم ببینم چند تا لایک خورده هدف در حال دور شدن است فکر کنم باید مدتی به خود برگردم

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

تشنه ی شنیدن حرفای خیسم

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

من از آب و هوای بهار هم نامتعادل ترم!

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

آدم ها دو گونه اند آنان که با عقلشان می زیند ، و دیگران که زیستنشان با دل است . چه بسیارند آنان و چه قلیل اند اینان ، چه سهل است آنگونه زیستن ، و چه دشوار است اینگونه بودن ، بهشــــــــت ارزانی عقل اندیشان باد.... (شهید آوینی)

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
tumblr_lq1z3jzg5m1qzd3lno2_250.gif ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

صبر کن لود بشه

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

خدا قوت

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

خونمون تا خونه بابابزرگم فصله ش زیاد بود بعضی اوقات که خیلی پسر خوبی بودم ، مامان به عنوان جایزه اجازه میداد که کل مسیر رو با دوچرخه بیام ، و خودشم با مهربونی زیادش پیاده پا به پام میومد ، بین این مسیری که میرفتیم یه خیابون تختی بود که خیلی شیب داشت .. تازه دوچرخه سواری رو یاد گرفته بودم ، هنوز با اون دو تا کمکاش راه می رفتم یه روز تو راه برگشت ، توی این شیب از دوچرخه پیاده نشدم و خواستم سواره ردش کنم شیبش دوچرخه م رو گرفت و ترس هم منو ، هیچ کاری نمیکردم و فقط داد میزدم یه چند صد متری که رفتم چشمامو بستم و خودمو تسلیم کردم .. بعد از چند ثانیه یهو همه چی ثابت شد چشمامو باز کردم دیدم یه مرد واستاده وسط دوچرخه م و فرمونم رو دو دستی گرفته و نگه م داشته یه لبخند بهم زد ، گفت پسر بعد ها شیب های از این تند تر تو زندگیت وجود داره ، سرعت تو هم بیشتر از این میشه !! با چشم بسته نمیتونی ردشون کنی نترس ، چشمات رو همیشه باز نگه دار ، شاید یه روزی دیگه کسی مثه من نباشه که نگه ت داره اونجا خودتی و خودت خیلی سال گذشته ،، اما اگه الان داری اینو میخونی ، خواستم بگم که الان اونجاییش رسیدم که خودمم و خودم

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

قیمت لحظه به لحظه گوجه سبز در سایت مثقال دات کام