˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اگه میتونه غریبه تو رو خوشبخت کنه یارم ، دستتو خودم با شادی توی دستِ اون میزارم ....
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
شبا وقتي تو اوج بي كسي بغض صدام غليظ ميشه... هي ميگم.... خودم... نترس من اينجام....
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
وقتي برفِ محله ي ما آب نمي شود... ايمان مي آورم كه حتي خورشيد - هم - نابرابر مي تابد
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
همیشه از آمدن “نـ” بر سر کلمات مـی ترسیدم ! نـ داشتن تو… نـ بودن تو… نـ ماندن تو… کـاش اینبـار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبـری مـیداد از نـ رفتن تـو…
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
من که کاسه ی چشمام از کسی بجز تو پر نیست ، دوست داشتن یا عشق ؟ دوست دارمت با عشق ، عشقِ من به دوست داشتن قابلِ تصور نیست ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
بیا برگرد تا خونــــــــــــــه از عادتت سیر نشده تا دلم جوونه و پیر نشده ....
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چه اســــارت بی افتخــــاری است در بنــــد حــــرف این و آن بــــودن . . .
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبل