پیرمردی دیدم با 70 سال سن و 50 سال زندگی مشترک،هنوز همسرش را عزیزم،عسلم،خوشگلم،..... صدا میکرد.درخلوتی رازشو جویا شدم؟گفت: ده ساله اسمشو فراموش کردم اگه بفهمه روزگارمو سیاه میکنه!
حقیقت نه به رنگ است و نه بو نه به های است و نه هوی نه به این است و نه او نه به جام است و سبو گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این رازِ گهربارِ جهان را : آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی خودِ تو جان جهانی گر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر به دنبالِ خودت نعره زنانی تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی تو خود اسرارِ نهانی
@نیما صابری
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل