امرو عصر از سرکار پیاده داشتم میومدم خونه [!] یهو طوفان شد هر چی آشغال بود رفت تو چشمون نزدیک بود کور بشم چشم دیگه باز نمیشد ... آخه این خیابونه ما داریم
یکی از فانتزیام اینه که 1روز به یکی که دوسش دارم بگم من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. بعد بهم بگه : کجا بچه پُرو !؟ غلط میکنی که میری ......بعد بوسم کنه و آشتی کنیم
اینایی که میری پروفایلشون آهنگ ندارن... اینایی که لایک کاربریشون کمه ... اینایی که جمله هاشون با غمه ...بهله همینا وقتی میرن 1جا تو سکوت و تنهایی خودشون پر از غم و غصه هستن و هیشکیو ندارن