♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا نیاید تا نباشد هیـــچ چیز درست نمیشود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه شیرین است معلق بودن بر فراز قله هایی که نمیدانی این دمای زیر صفرشان چگونه تب دار است؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جا میزنم این روزها خودم را به جای خودم تا از فاصله ای نزدیک از چاله به چاه افتادم را خیره خیره نگاه کنم و دم نزنم...............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر انگشت نوازنده ی چشمان مستم را ببین که ترانه ی تو را می نوازند آن هنگام که نبودی و اکنون که هستی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مده به دست باد این برگ خشکیده پاییزی را شاید وسوسه آتش زدنش مرهمی باشد برای روز مبادا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تماشای تو عین آرامش است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قاصدكی روی سنگ فرش خیابان... در انتظار یك دست... یك فوت... این همه رهگذر
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .