♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا به پاییز بسپار... بگذار زیر پای رهگذران خورد شوم تا زیر پای تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر دم از آئینه میپرسم ملول چیستم دیگر , بچشمت چیستم؟ لیک در آئینه میبینم که وای سایه ای هم زانچه بودم نیستم... فروغ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا از این که میبینی پریشان تر چه می خواهی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز هم باغ ترانه های من بی بار است کو سیب؟!! عشق!!! انار!!! این باغ چقدر بیمار است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احتمالاً یک تکه از احساسم را پشت و رو پوشیده ای که هر چه می نالد نمـــــــــــــی فهمـــــــــــی نفســــــــــــــــــــــــــم در یقه ی وجودت گیر کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گُمم در لابلای پیچ های زندگی و نمیدانم گـــــــــــــورم در کدامینِ آنها کنده شده . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط ذره ای از بارِ غصه هایم کم کنید هزینه ی غیرت مضاعفتان را تمام و کمال می پردازم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دُرست در اوج ندانم کاریها مینویسم برای مخاطب خاصی که مینیمال هایم گنجایشش را ندارد نمیدانم بنویسم از لحظه هایی که فکرش را نمیکردی فکرش را نمیکردم . . . ؟!! یا بیخیال کلیشه هایی شَوم که میدانم کسی از آنها سر در نمی آورد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه ام میگیرد وقتی میبینم کسی که همه ی دنیای من است منت دیگری رامیکشد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم ميسوزد براي قاصدكي كه نميداند به كجا ببرد اين حجم بزرگ دل تنگي هايم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها... میل و رغبتم را چیزی شبیه به مرگ جویده است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خَسته شُدمـ ... دیگـــر قایق نمي ـسازمـ ... پُشت دریاها هَر خبري کـه مي ـخواهـــَد باشد باشد ... وَقتي از تو خبري نیست ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .