♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شلیک ِ تو از هر فاصله ای باشد به من میچسبد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز چقدر آسمان گریه کرد!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من منتظر پنجره هایی هستم که عطر تو را دوباره به من نشان دهد….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه اينكه بي تو نخندم نه اما به نيامدن هميشه ي نگاهت قسم تمام خطوط اين خنده هاي خواب الود با رگبار گريه هاي شبانه از رخساره ي خسته و خيسم پاك مي شوند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قدیما انسان ها به پای هم پیر میشدند اما این روزها خیلی از آدم ها به دست هم پیر میشوند . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .