♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این خاطرات توست که ساز تنهایی ام را کوک می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می تـــــــــــ ازم می گــــــــــــــــ دازم پا می چرخـــــــــــ انم و تو خرسندی از فراموشیم از حرفهایی که به تکرار در دلت پنهان کرده بودی از بی وفائیــــــــــــــ م!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرکه به من میرسد بوی قفس میدهد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهانشته ام چای مینوشم وبغض میکنم ...می نویسم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی یعنی .... .... .... ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لیلی کجایی ؟ بیا ... اینجامحنون خیلی زیادشده است !! شهرپراست ازبیمارستان هایی که پرشده اند از مجنون های شکست خورده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازدرون انگارهزارسال پیرشده ام ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقف اعتمادهایم رافروریختی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار میدان است دلم !!! هرکس میبیند دورش میزند ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .