♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکر نمی کنم بچه هایمان راحت آدم شوند، میان این همه... خرس و شیر و گاو و اژدها و پلنگ!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیچاره تر از خودم عقاب خام خیالم که با هزار امید و عشق و آرزو در آسمان سرد نگاهت بیهوده پر زد و پیر شد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میدانم میماند داغت بر دلم، میدانی میمانم بس که عاشقم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یاس و نرگسم خشکید بس که خون دل خوردم ...بانو !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخم ولی صبور چون موج و آینه!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه زود عادتمان شد بیچاره گی!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بجای هوا... هوس... نفس نکش ...دلم ...گلم،.... بانو!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت مدام دلم را درد می آورد،...... بانو!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام ناتمام قصه هایمان.... فدای غصه هایمان شد....... ای دریغ!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .