سلام امیر رضا جان،اعمال مستحبی مثل میوه هایی شیرین و متنوعی میمونن که همشون برای تقویت روح لازمند و در اون لحظه باید ببینی به کدوم عمل بیشتر میل دارید سمت همون برید...شاید همون زمزمه...یا تفکر...یا خواندن قرآن...یا ذکر گفتن...یا زیارت خوندن...
ایــــــن اشکــــ هـــا از قلبیستــــ که فقطـــ تــــو را می خواهـــد و از "بــ ـ ــازی" با خاطراتـــــــ خستهــ شـــــده.. بدرود دوستان مهربان ..شاد یاشید
یه بچه نداریم، وقتی میریم مهمونی شیطونی کنه، ما هم بزنیم زیر گوشش، بشینه زار زار گریه کنه، بعد خانمم بیاد از بچه دفاع کنه .. یکی هم بزنیم زیر گوش اون که دیگه تو مسائل پدر و فرزندی دخالت نکنه :خخخخ
هر چیزی یه وقتی داره........
نه از کسی ناراحتم نه دلگیرم....
یکم خستم...
نامردم
میدونم
توضیحی ندارم
شاید.........یه جایی بازم کتی جون بود
فعلا نه
شایدم فردا اومدم....شاید کلا رفتم.......
دیروز از ساعت 11 صبح تاااا 4 بعد از ظهر گوشیمو زده بودم به شارژ هی میرفتم نیگا میکردم میدیدم هنو شارژ نده اعصابم ریخته بود بهم. فکر کن بعد از 6.7 ساعت تازه فهمیدم گوشیمو زده بودم به پریز تلفن یعنی اگه دنبال گیج ترین آدم دنیا میگردید منم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .