♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این حالت، هیچ قیدی ندارد جز اینکه بفهمم دستهایم اصیل نیست آغوش، نجیب نیست و اسبی رم کرده است در گلههای اطرافم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگاری که له شد و مرد ،احساسی بود که دوستم داشت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی به دنبال من خواهی گشت ...در میان دست توشته هایی که هیچکس تو را اینچنین عاشقانه فریاد نزد....شک نکن.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی اوقات خوردن یک لگد از پشت باعث می شود یک قدم به جلو برویم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سوی دریاست .....نگاهم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان جای من است..مثل باران....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ....زیر پای بوته ها جان می دهم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمه ها جان می دهند .....در نگاهم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل باران بوسه های خیس خود را بر لب شفاف و صاف شیشه جاری می کنم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام از همه جیزو همه کس.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جاهل ترین مردم کسانی هستند که از آگاهی دیگران می ترسند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر فلاکت خود چیست؟ تمام عمرم... طبلی بود که در زیر گلیم کوبیدم . افسوس !!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .