♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر خسته ام....................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز تو اتاق نشستم تنهای تنها زل زدم به دیوار ؛ تا کی ؟؟ تا کی میخوام بشینم یه گوشه فکر کنم به چی فکر کنم؟؟ به عمرم که رفت و نفهمیدم چی شد!! به رویاهام که دونه دونه بر باد رفتن !! به عشقم به احساسم به شور و اشتیاقی که درونم مرد!! به چی؟؟؟؟؟؟ تو میدونی؟؟؟؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .