♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در من نشسته وگریه می کند .....سایه ای...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخندم را نبین چرخهای شکسته دنیایم برای نچرخیدن دیگر بهانه نمی جویند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد شده ام ......سرد سرد ... می ترسم شاید دق کرده ام کسی چه می داند !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به سختی می خواهم باشم تو به آسانی نیستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر در جاهای تنگ اتفاق می افتد مثل آغوشت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم کال اند بيا نگذار يک جفت چشم کال روی دست هايم بماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه ای پنجره های اتاق آن یک به یک بسته می شوند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقوط می کنم هرشب بدون ِ تو..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این سوی میز من اشک توی چشم سیگار می کشم آن سو تو دست روی دست انتظار... و گربه ای کنار پیاده رو با ساندویچهای دست نخورده رویا می بافد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"فصل دوست داشتنی من زود تر از همیشه داره تموم میشه..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .