♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یلدا یعنی ...... یک نفس بیشتر تو را داشتن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سَر به سرَم نزار سَر, بر شانه اَم بزار دلـــــــتــــــنــــــــ ــگَـــــــــم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شعر در همان سطر های اول گلوله خورد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز کن مشتم را ! هرکجای شمال که دست می گذارم درد می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این غرور که می بینی زخم خورده با هم بودنهای دیروز است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیـالم را پـرواز میـدهـم ، بـه جـایی دور ؛ دور ِ دور ِ دور ِ ... جایـی که هیـچ چیـز آنجـا نبـاشـد ؛ جـز " بیـ خیـالـی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از لابلای فصل های نمایش بیرونم بکش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زدی باز کردم سلام کردی اما صدا نداشتی به آغوشم کشیدی اما سایه ات را دیدم که دست هایش توی جیبش بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجایی باران که بی تو دلم گرفت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گناه طبیعت نیست... انار، از ترس چیده شدن ترک می خورد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .