♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می پسـندم پاییـز را که معافـم می کنـد از پنـهان کردن ِ دردی(!) که در صـدایم می پیچـد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اونی که حروف رو کنار هم چیده بین آی و یو یه دنیا فاصله گذاشته
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توی رویامم نمی شینی......؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمین خالی شده از عشق ، یا من چشم و دلم سیره؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو فکر کن با کسی هستم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در انتهاي خويش ، حال ِ مرا بفهم.!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جسمي شکسته و روحي پُر از خراش عاشق نمي شوم ، دلواپسم نباش !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو خلوت من غير از خيالت پا نميزاره ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .