♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اي کاش کودک بودم .... تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه یه کسایی بودن که بهم میگفتن چرا تو عشق نداری؟!!!!! همیشه بودن کسایی که بهم بگن عشق یعنی زندگی... میگفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی... ولی بهم نگفتن اگه اسیر یکی بشی دلت میسوزه... بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتیش میکشن... بهم نگفتن اگه تموم روز ببینیش بازم دلتنگش میشی... بهم نگفتن ممکنه یه روز بذاره بره... بهم نگفتن... نگفتن که تو پشت سرش اشک میریزی ولی اون بی اعتنا میره... نگفتن تو دیوونش میشی ولی اون بی خیالت میشه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .