♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دريــا دريــا مهــربــانــيات را مــيخــواهــم! نــه بــراي دســتهــایــم! نــه بــراي مــوهــایــم! نــه بــراي تنــم! بــراي درخــتهــا، تــا بهــار بيــايــد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ملــودرام مسخــره اي بــود زنــدگــي! ايــن را تمــام منتقــدان ابــراز کــرده انــد! داستــان تکــراري، سکــانــس هــاي اشتبــاه، و پــايــان آبکــي! اي خــدا! از خــودت دفــاع نمــي کنــي؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آتشــم ايــن روزهــا از ســردي ات...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .