♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که میبارد غم با دلم اهلی است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرمای دلچسبی است رقص گنجشک بازیگوش روی شاخه ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد است پشت شیشهها باد است و دیگر هیچ.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لهجهام از عشق میآید در دهان من تو لب وا کردهای امشب.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
{عشق}....حنجرم در قاف این تکواژه میسوزد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از مسافرها سراغم را چه میگیری؟ من همینجا گم شدم دیری است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نفر با تیغ در جان من افتاده است عشق دارد میچکد بر خاک نعرهام در چاه میپیچد عزیز من! شعر، پژواکی است خون آلود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موهای خود را وا مکن امشب اینجا گرفتاران زیبایی فراوانند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست دریایی / که روح زرد مرا از خودم نجات دهد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهن من از رژه خاطره ها ریخت بهم یاد پوتین قدیمی خودم افتادم شنبه هایی که سر خدمت خود میرفتم.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .