♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر باران نمي باريد هيچگاه بغض آسمان شکسته نميشد! اگر زير باران قدم نميزدم ، هيچگاه دلم از دردها خالي نميشد! اگر گريه نميکردم هيچگاه قلبم از غم و غصه ها رها نميشد! اگر با تو نبودم ...بانو...هيچگاه نفس کشيدنهايم تکرار نميشد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر سکوت من از زندگی نیست....بانو.... برای رسیدن به رویاهایم / سکوت نه.....، می جنگم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز صبح که از خواب بیدار میشم،نیت میکنم: امروز خیلی چیزا واسم مهم نباشه،"قربة الی اله"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بيا تا با هم بلرزيم..بانو....اینجا هوا خیلی سرد است...خیلی...شاید مرده ام بی تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر خرد شده ام که خرده هایم هم دیگر هیچ پایی را نمی آزارد…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توی آینه یکنفر به من می خندد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای غم انگیز ترین شبم آوازی بخوان. سازم کوک نمی شود بی تو هرگز...بانو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کی میشود نچید از شاخهی دلم غمی نوبرانه را؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا خودت شاهدی هر ضربه شلاقی که به تنم خورد اشک نریختم ..فقط سکوت کردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمشده ام را در هياهوي شهر نديده ايد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردم شده است و از درون می سوزم حالا شده کار هر شب و هر روزم ....تو شعر مرا بپوش سرما نخوری من دکمه ی این قافیه را می دوزم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينجا بی تو .....سرد است .....بيا
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .