♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهمــ گریهــ کــنم! وقتی که زبانـــت میـــ گیرد و مـــرا- لحــظه ایـــ- "شمـــا" خطابــــ می کنیـــ "من"فاصله "شما"را با "ـتــــو" چگونـهـــ بایــد پر کــــنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد که می آید خاک نشسته برصندلی بلند می شود می چرخد در اتاق دراز می کشد کنار زن . فکر می کند به روزهایی که لب داشت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیر آمدی! ببین چه عشقبازی باشکووهیست بین من و سکووت وُ موریانههای گوورستان!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگه یه روز بری و بری و بری و بری ... به خونه تون نرسی تازه میفهمی کلاغ تو قصه ها چی میکشه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عـاشقـانه های من را بـا او تـکرار نـکن اگـر عاشـقت بـاشد عـاشقانـه ای برایـت می سـازد که مـن جـا انـداختـه ام...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .