♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که سیگاری نخواستم! اشک هایم را دود میکنم یادت را دود میکنم نگاهت را دود میکنم چیزی جز ته دلی باقی نمانده! آن هم زیر پا له میکنم…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد و بی روح ، پشت خاک ریز سرنوشت پناه گرفته ام به انتظار یه تلنگر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تکرار بغض گلویم، سد تنهایی ام را لبریز لبریز کرده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چرا، تارهای مغزم واژه های بی روح را، میان انبار قلبم ،، بی دلیل به زنجیر کشیده است !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه مدتی است ، رگ های قلبم را دوپینگ می کند ... اما ،، سکوت،مسیر اشتباهات را ، لابه لای غبار بی کسی محو می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از رویاهای پراکنده ام در سرزمینی یاد میکنم که انگار وطن من است و دلم برای تو ای نامهربان نه مثل همیشه بلکه بیشتر از همیشه تنگ میشود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خورشیـــــد گفت چــــرا وقتی عـــــزیزت جــــــواب نمـــــیده فراموشــــــش نمیکنـــــــــی گـفتم مگــــه وقتــــی تـو غروب میـــــکنی آســـــمون فراموشـــــــــــت میــــــــــکنهـــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا میرفتیم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 13 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .