♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را می نویسم یک خانه مملو از هیچ با سه صندلی یکی برای خودم،یکی برای کسی که رفت! و یکی هم برای کسیکه یکروز میآید!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگار نمیکشم اما درد زیاد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایم خیستر از این نمیشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این رسمش نبود ، چرا مرا عاشق خودت کردی و خودت را رها از عشق؟ چرا دلت را به کسی دیگر دادی و مرا اسیر سرنوشت؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام نمیگیرد قلبم اگر نیایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاییز و حال هوایش دیوانه میکند مرا ،به من احساسی تازه بده ای خدا احساسی که با آن بتوانم آنچنان از پاییز بنویسم تا همه با خواندنش مثل من شوند مثل من دیوانه پاییز و همیشه چشم انتظار... چشم انتظار آمدنش ، بی قرار از راه رسیدنش حال و هوای من در این روزهای پاییزی ، حالا وقت شکفتن غنچه های قلب من است حالا وقت سبز شدن رویاهای عاشقانه من است بهار من پاییز است ، لحظه طراوت و تازگی دنیای من همین پاییز است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن .میخورد روی پیشانیاش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضیا یه نفرن اما وقتی نیستن همه تنهان .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگ ها شاید، اما گنجشک ها هیچ وقت مفت نبوده اند!!! قلبشان همیشه میزده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قشنگ ترین کلمه خوشروئی است ... راز زیبائی در آن نهفته است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای دنیا چه خبر از فردا؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم را بدجور می سوزاند!....حالا که رفتی ، لحظه ای برگرد و خاطرات با هم بودنمان را نیز با خود ببر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سلامتی اونی که با این که در مورد هزار تا چیز صحبت میکنه ولی تو فکرش فقط یه چیزه “عشقش”
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق در دریا غرق شدن است، دوست داشتن در دریا شنا کردن.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 2 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .