♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگار روی لبهایم جان می دهد ... نه! سیگار ژستی ست که همه دارند ... می خواهم ژست هایم متفاوت باشد ! هیچ کس در تنهایی هایش چایی با لیمو ترش نمی خورد ! پس من می خورم ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه چیز را می شود حاشا کرد جز عطر زنی را که روزگاری سخت دوست داشتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حق با توست ....من شاعر نیستم من فقط یک پروانه ام که سالها خودم را به پنجره بسته تو کوبیدم و بغضم را یک در میان پنهان چشم تو در پستوی خانه نوشتم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من روزهایی هستم پنهان تر از رویایی سپید در تدفینِ به جامانده های عمر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم /تا در اين قصه ي پر حادثه حاضر باشم /حکم پيشاني ام اين بود که تو گم شوي /و من به دنبال تو يک عمر مسافر باشم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ستارگانی که در چشمانم می درخشند افول کردند ، تازه گیها انگار حادثه ای تکیده در "من" ، لام تا کام نگفتن را شعر گفته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست این فاصله ها دلم را ... گره می زند به تنهائی ! کجاست سهم دست هایت ؟!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ولی این روزهـــا در شهرمان کمی هـــوا "تاریک" است نه این که ســـیاه باشد... نـه! فقط "راه روشن زندگیمان" کمی تیره شده!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا میفهمم چرا درِ گوشم میگفتی که دوسم داری الان که تو نیستی شاهد از کجا بیارم؟؟؟!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .