♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایش نوشتم هی فلانی: هنوز هم گاهی دلم برایت تنگ می شود... جواب داد: واقعا؟! لختی اندیشیدم، راست میگفت: این روزها دیگر صورتک دلتنگی به چهره ام نمی آید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایت تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمیبینم . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشی هوشمند با دو نمایشگر مجزای تاشو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روباتی کوچک برای پاک کردن نمایشگر تبلت و موبایل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لپتاپهای ویژه برای گیمرهای حرفهای
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در یک اتاق سرد تنهایی و آئینه و من مجلس آرائیم. جای تو، بس خالی است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب می رود از آسمان اما در گوشهٔ چشم سیاهش، باز یک قطرهٔ اشک است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رگبار؛ پروانه های باغ مرا، بر خاک می افکند...... هستند لاله ها همه بر خاک، داغدار....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه میروم وشهر زیر پاهایم تمام می شود! تو...هیچ کجا نیستی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همه حواسم به چشمان مردم شهر است ..فقط........ که عاشق خنده ات نشوند....وقتی می خندی.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .