♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما تماشاچياني هستيم، که پشت درهاي بسته مانده ايم! دير آمديم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از هر چیزی مقداری بجا مانده....دانه هایی از قهوه در شیشه چند سیگار در پاکت و کمی درد در آدمی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست هایم این روزها بوی حافظ می دهند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و چه بی ذوق! جهانی که مرا با تو ندید...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .