bizhan
يعني خيلي سخته,خيلي سخت...
bizhan
فرقت را شکافته بود به تیغ زهرآگین .. دلت را شکسته بود به جفا در عهد و پیمان ... کاسه ی شیرت را تعارفش کردی...گفتی اسیر است و مضطر ... ... آقا! فرقت را نشکافته ام ... اما دلت را بسیار ... اسیرم و مضطر ... کاسه ی نگاهت را تعارفم می کنی؟!!
bizhan
سئوگي شربتيني ايچه بيلمهديم/ سئوديگيم گوللري بيچه بيلمهديم/ ايللر گليب-گئتدي نئجه بيلمهديم /داها سئوگييه اينانميرام من!
bizhan
ملامتگوی بیحاصل ترنج از دست نشناسد در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی
bizhan
آدماي زيادي ديدم كه لباس نداشتن و لباساي زيادي ديدم كه توشون انسان نبودش,دوست و دشمن بودن آدمارو از كجا بايد بدوني؟مگه بد بودن آدما رو پيشونيشون نوشته ميشه كه تو بد بودنشون رو بفهمي؟
bizhan
درک این دنیا سخت تر از آن است که از عهده ی ما بر بیاید
bizhan
قطار سوت مي كشد و سفــــر دوباره وسوسه ات مي كند...
bizhan
وقارلي داغ کيمي باشي قاردايام/ طرلانام اوچموشام سانما داردايام /من سنه حسرتم خيلي زمان دير /گؤزلريم يول چکير انتطاردايام