J_a_♥_a_D
همسر شهید چمران:اولین عید بعد از ازدواجمان مصطفی در مؤسسه ماند،نیامد خانه ی پدرم.آن شب از او پرسیدم: «دوست دارم بدانم چرا نرفتید؟» مصطفی گفت:«الان عید است.خیلی از بچه ها رفته اند پیش خانواده هاشان این ها که رفته اند وقتی برگردند،برای این دویست،سیصد نفری که در مدرسه مانده اند،تعریف می کنند که چنین و چنان «من باید بمانم با این بچه ها ناهار بخورم،سرگرمشان کنم که این ها هم چیزی برای تعریف کردن داشته باشند «گفتم:«خب چرا مامان برایمان غذا فرستاد،نخوردید؟نان و پنیر و چای خوردید» گفت:«این غذای مدرسه نیست گفتم :«شما دیر آمدید.بچه ها نمی دیدند شما چی خورده اید.»اشکش جاری شد،گفت:خدا که می بیند
J_a_♥_a_D
هدف از زندگي، خوردن و خوابيدن و لذت بردن نيست، چرا كه اينجا آخور و عشرتكده نيست بلكه مزرعه است و محل بذر پاشيدن "الدنيا مزرعه الآخره".شهيد مير سعيد صادقي
J_a_♥_a_D
آقا جان...ما آماده آمدنیم. رخصت بده تا بیاییم...برای فرجمان دعا کن دلمان برایت تنگ است
J_a_♥_a_D
از بایزید بسطامی پرسیدند: علامت محبت حق تعالی چه باشد ؟ گفت: علامت آنکسی که حق تعالی او را دوست دارد آن بود که سه خصلت بدو دهد: سخاوتی چون سخاوت دریا ...شفقتی چون شفقت آفتاب ... تواضعی چون تواضع زمین
J_a_♥_a_D
قسمتی از وصیتنامه شهید مجتبی بابایی زاده یکی از شهدای امنیت و اقتدار (شهدای مبارزه با گروهک تروریستی پژاک) شهریور 90خدا یا دعا می کنم که مرگ من فایده ای برای خلق خودت و دین خودت داشته باشد که خود آن را شهادت نامیده ای و شهادت من رو به دشمن و قاتلان من از شقی ترین و ظالم ترین دشمنان تو باشند.
J_a_♥_a_D
ناهار اشرافی داشیم؛ماست!سفره را انداخته و نینداخته؛دکتر(چمران) رسید.دعوتش کردیم بماند.دست هاش را شست و نشست سر همان سفره «یکی پرسید:«این وزیر دفاع که گفتن قراره بیاد سرکشی.چی شد پس؟
J_a_♥_a_D
با تو از رنج زمان کم می شود ..یک تبسم مانع غم می شود..با تـو طـوفـانی ترین ابـر خدا ... باعث باران نم نم می شود
J_a_♥_a_D
آنان را که ریشه در خاک استوار دارند، از طوفان هراسی نیست.. شهيد آوینی
اللهم-عجل-لولیک-الفرج . . .
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 2 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 2 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 16 ساعت قبلاللهم-عجل-لولیک-الفرج . .
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبل