دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

J_a_♥_a_D

J_a_♥_a_D
مرد - متاهل
امتیاز: 2597

دنبال‌شدگان

(303 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(406 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

J_a_♥_a_D
wu5r9we54bxwvfv1mzd1.jpg J_a_♥_a_D
در ظهور

کوتاه ترین دعا برای بزرگترین آرزو ...

J_a_♥_a_D
487149_328011613949099_1885243727_n.jpg J_a_♥_a_D

دنیا مشتش را باز کرد، شهدا "گل" بودند و ما "پوچ". خدا آنها را برد و زمان ما را…

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
599430_365844940150698_2042317370_n.jpg J_a_♥_a_D
در حجاب

حفظ چادر خفظ دين ومذهب است .. شيوه زهرا ودرس زينب است .. حفظ چادر سد فحشا ميكند .. روسفيدي نزد زهرا ميكند .. حفظ چادر چاره ساز كارهاست .. حافظ گل از هجوم خارهاست .. حفظ چادر زخمها را مرهم است .. دست رد بر سينه نامحرم است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
18-1-723x1024.jpg J_a_♥_a_D

دختر شهید شیخ راغب حرب(مبارز فعال حزب الله لبنان) خطاب به امام خامنه ای: (امروز) آقای ما! سلامی گرم از تمامی زنان و مردان و کودکان خانواده شیخ شهید (شیخ راغب حرب) و سلام بیعت کنندگان مطیع امرتان، به شما. شیخ شهیدان به امام خمینی گفته بود: «آقای من! اگر دریا را درنوردید، با شما می‌نوردیم!». و ما اکنون به شما می‌گوییم: «آقای ما! به خدا اگر دریا را درنوردی با تو می‌نوردیم»

J_a_♥_a_D
267259.jpg J_a_♥_a_D

بيمارستان شلوغ بود. عمليات نبود؛ گرماي هوا همه را از پا درآورده بود. دكتر بهش سرم وصل كرد و گفت بهش برسيد خيلي ضعيف شده. گفت: نمي‌خورم. گفتم: چرا؟ گفت: اينا رو براي چي آوردنن اينجا؟ گفتم: گرمازده شدن خب! گفت: منو براي چي آوردن اينجا؟ گفتم: خب شماهم گرمازده شديد. گفت: پس مي‌بيني بين منو و اونا فرقي نيست. من نمي‌خورم! گفتم به خدا حسين آقا به همه كمپوت گيلاس داديم. فقط اين چندتا مونده. گفت: هر وقت همه‌ي بچه‌هاي لشكر گيلاس داشتند بخورن، من هم مي‌خورم...!!! .... كتاب يادگاران 7/40

J_a_♥_a_D
252602_474282639251596_765891682_n.jpg J_a_♥_a_D

آماده اید مشق امشبو بنویسیم؟؟

J_a_♥_a_D
431908_386993211355221_1706342228_n.jpg J_a_♥_a_D

نورالله که رفت نان بخرد چند نفری بیشتر در صف نبودند. نیم ساعتی می گذشت اما هنوز بر نگشته بود. از ماشین پیاده شدم و پیچیدم توی کوچه. نورالله از پله های نانوایی رفته بود بالا و داشت با نانوا بحث می کرد، با صلوات مردم بحث خاتمه پیدا کرد و نورالله به سمت ماشین آمد. رفتم جلو و ازش پرسیدم: ندیده بودم با کسی درگیر بشوی؟ خنده تلخی کرد و گفت: خانم با حجابی جلوتر از همه بود؛ نانوا بی اعتنا به او به زن بد حجاب نان داد، وقتی هم اعتراض کرد نانوا به او بی احترامی کرد، رفتم تا سر عقلش بیاورم. شهید نورالله کاظمیان

J_a_♥_a_D
1342016286857944_large.jpg J_a_♥_a_D

مثل همیشه از صبح زود آمده بود اول ورودی شهر نشسته بود.دلش دوباره بوی بهار می خواست. سراغش را از همه گرفت .عکسش را به همه نشان داد. نه مادر ، با کاروان ما نیست شاید بهاری دیگر . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
J_a_♥_a_D
255333_329634160457312_1638872198_n.jpg J_a_♥_a_D

پس از مدتی که احمد در حبس بود، یک روز رژیم اجازه داد تا پسرم را در همان بند ملاقات کنم. بعد از آن همه مدت،اولین باری بود که به ملاقات پسرم می‌رفتم. وقتی دیدمش بسیار ضعیف و لاغر شده بود. مشغول صحبت که شدیم نگاه به کبودی روی مچ دست‌های متورمش انداختم و گفتم: احمد، مچ دست‌هایت چرا این طور شده؟ به خاطر این که ناراحت نشوم، خندید وگفت: چیزی نیست مادر. بعد حرف را عوض کرد وگفت: حال پدر چه طوره؟ با این حال احمد، بغضم ترکید و با گریه گفتم: راستش را بگو، اینها باتو چکار کرده‌اند. وقتی قسمش دادم، گفت: این کبودی جای دستنبدهایی است که دو طرف تخت شکنجه وصل است. آنها را محکم دور مچ دستهایم می‌بستند، بعد هم با کابل شلاق می‌زدند. برای اینکه طاقت بیاورم خیلی تقلا می‌کردم و دستنبدها بدجوری به مچ دست‌هایم فشار می‌آوردند. برای همین مچ‌هایم کبود شده.

این ارسال را بازنشر کرده است.
J_a_♥_a_D
532233_101951179951229_1690411571_n.jpg J_a_♥_a_D

امروز اگر شما بانوی نخبه اسلامی، تلاش کنید تا هویت زن مسلمان را به او برگردانید، بزرگترین خدمت را به امت اسلامی و بیداری اسلامی کرده‌اید

J_a_♥_a_D
255219_3716219424225_1467838450_n.jpg J_a_♥_a_D

بر سر در این کعبه امید نوشتند .. هر کس که به کارش گره افتاده بیاید ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
563518_10151262376798858_1737481134_n.jpg J_a_♥_a_D
در حجاب

«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان می کُشید.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند.» سردار شهید رحیم آنجفی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
1341992798227564_large.jpg J_a_♥_a_D

بابایـے میشه من هـر شبـــ همین جا پیشت بـخوابـم . . .؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
1341497719416310_large.jpg J_a_♥_a_D
در ظهور

ما را ببخش از عشق تو دیوانه نیستیم / با زائـــران چــشم تو بیــگانه نیســتیم / از صــبح شــنبه تا شـــب جمعه بیـــــا بیــــا / جمــــعه برای آمدنــــت خانه نیســــتیم . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
484076_10151096281366217_1625332126_n.jpg J_a_♥_a_D

کربلایم ببری یا نبری عبد توام /امتحان کن که ببینی خودت ایمان مرا....

این ارسال را بازنشر کرده است.