J_a_♥_a_D
آن در که جبرئیل امین بود خادمش .. اهل ستم به پهلوی خیر النساء زدند
J_a_♥_a_D
بعضی جنگ درست میکنند تا بیحجاب باشند، بعضیها هم با حـجابشـون میجـنگند، سلام و دورد خــدا بر مــجاهدان راه حـــــــق...
J_a_♥_a_D
آخر آذر ماه بود . با ابراهیم برگشتیم تهران. در عین خستگی خیلی خوشحال بود . می گفت : هیچ شهید یا مجروحی در منطقه دشمن نبود . هر چه بود آوردیم . بعد گفت : امشب چقدر چشم های منتظر را خوشحال کردیم . مادر هرکدام از این شهدا سر قبر فرزندش برود ثوابش برای ما هم هست. من بلافاصله از موقعیت استفاده کردم و گفتم : آقا ابرام پس چرا خودت دعا می کنی که گمنام باشی؟! منتظر این سوال نبود . لحظه ای سکوت کرد و گفت : من مادرم رو آماده کردم. گفتم منتظرم نباشه. حتی گفتم دعا کنه که گمنام شهید بشم. ولی باز جوابی که می خواستم نگفت .عارف پهلوان شهید ابراهیم هادی (نفر دوم از سمت چپ )
J_a_♥_a_D
این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ تو .. چشمی دگر بده ، که تماشا کنم تو را ..
اللهم-عجل-لولیک-الفرج . . .
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 37 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبلاللهم-عجل-لولیک-الفرج . .
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبل