پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
میگه:" کِی منو میندازی دور" ! میگم "وقتی مردی .. "
پسرک
یک نفر هنوز منتظر توست .. در خانه ایی که فقط ویرانه هایش مانده ..
پسرک
یکی چراغ هارا خاموش کرده است .. خودم را نمی بینم ..
پسرک
فدا سرت ..همه یه روزی از این غلطا کردن ..
پسرک
من همه حرفام رو به دیوار اتاق گفتم .. اون حرفی نداشت .. میگن سکوت علامت رضاست ..
پسرک
"تاوان همان چیزهایی را که می دونی پس میدی خودت را به خریت نزن " چشماش خیره شد به جلو .. با یه حالت پشیمانی سرش رفت توو لاکش خودش ..
پسرک
خیلی وقته من دیگه حرفی برای گفتن ندارم .. حجت بر من تمام شده ..
پسرک
آواره ی بهشت تو شده ام ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبل