پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
دست وردار .. دنیا حاضره به خاطر تو یه دور دیگه بچرخه ...
پسرک
دیشب کُلی بهش دروغ گفتم .. بهش نگفتم دوست دارم ...
پسرک
دستش میلرزید .. به یاد گذشته افتاد ... سرش در گریبانش فرو رفت .. آهی کشید .. هی جوونی ...
پسرک
وقتی می فهمی چیزایی که نمیفهمیدی رو خودتم ذوق می کنی ... نه از اینکه نفهم بودی بلکه از اینکه داری می فهمی !
لایک

13 سال و 9 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 59 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبل