پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
نه صدایی مانده نه سودایی .. من در سر هیچ ندارم .. هرچه هست در این دل وامانده است ..
پسرک
این طلسم غم رو بیا وو بشکن ... مهدی جان (عج)
پسرک
ای آمال و آروزها ! میشه دست از سرمون بردارید بذارید ما زندگیمون و بکنیم ؟!
پسرک
صدای زندگی رو بشنو ... که دم پنجره نشسته و آواز می خونه .. برو پنجره رو وا کن .. بذار صداش بپیچه توو خونه ات ..
پسرک
گُلای باغچه مون .. درسته که الان زمستونه و خشک و بیروح شدن .. اما وایسا و بهارشونم ببین
پسرک
اگر بنده بنده باشه ؛ خدا هم خدایی می کنه برات ..
پسرک
بش گفتم:"حس می کنم دلم پیر شده .. نمی تونم از ته دل بخندم .." گفت:"تاحالا از من کتک نخوردی ! برو خدارو شکر کن پسر این حرفا چیه میزنی بیا بریم زندگی های مردمو ببین خدارو شکر کن که این زندگی رو داری ؛جمع کن خودتو " بغضم گرفت ..
پسرک
بین نماز ظهر وعصر ..استخاره زدم .. بد اومد .. نهی ..
پسرک
بیا و از ما بگذر .. بیا وو تا بد نشده ایی از ما عبور کن .. با خیالت خوش ترم ..
پسرک
توسط موبایل
salam, kam peyda shodam :d
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 30 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 32 دقيقه قبل