پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
گاهی گوسفند درکش بالاتره .. سرش به کار خودشه داره علفشو می خوره ...
پسرک
صدایت که در می آید همه هرچه زود تر و سریعتر می خواهند خفه ات کنند؛ نمیشه ما هم دلمان به همین خوش شده که گاهی چرت و پرت بگوئیم ؛ یه مشت اراجیف پشت هم قطار کنیم و سرمان را بالا بگیریم ..
پسرک
باز چشماش مث همیشه پر غرور و خود خواه، سرشم بالا با سینه سپر شده باد انداخت توو غبغبش گفت :"تو مال منی " فک کنم یادش رقته بود که آن بالا یه همین نزدیکی خدایی هم هست ..
پسرک
حیف خاک که بر سر ما کنند .. یادمان رفته که بودیم ...
پسرک
صدایم بوی مرگ گرفته .. شب ها کنار پنجره با عزرائیل نسکافه می خوریم تا خوابمان نبرد .. این هم از شانس خوب ماست ...
پسرک
این غده بدخیم است ... ______________________
پسرک
سرم که درد میگیرد.. مُسَکِنم چشمانم توست ..
پسرک
توسط موبایل
khodaya khodet dele in javonaro arom kono raho hamvar..
پسرک
توسط موبایل
khodkhah nistam..toro doos daram
پسرک
من مانده ام و خاطراتی با جاسیگاری ام ... هرچه دلش را سوزاندنم دم نزد ..
پسرک
فدایت شوم .. نامه ایی هم ندادی ...
پسرک
سکوت که می کنم .. صدای گریه هایت را می شنوم ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 23 ساعت و 44 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبل