پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
با این سن اینقد احساس های متفاوت چشیدم دارم قاطی می کنم ...
پسرک
سرمو تکون میدم .. درد عجیبی میپیچه توو سرم ... سرمو میگیرم .. داغه ... چشامو بستم ... هی ...
پسرک
اصن تو خوبی .. تو راس میگی ...
پسرک
این قد داغونه که صداش در نمی آد .... برادر با ما به از این باش ...
پسرک
آروم و یواش .. چشاموتو ببند .... اینارو میبینم ...
پسرک
@chorion چطوری برادر .... ؟
پسرک
چشماتو ببند ... بودن از ما داغون تراش ....
پسرک
من ساده .. ساختم با همه چی ...
پسرک
هنوز بوی عطرت ... رسمه زمونه ... دیگه همه چی بسه .. هر چی خدا بخواد ....
پسرک
وقتی میدیدم نیستی اما یادت اینجاست ....
پسرک
به فکر تو شبا تا به صب بیدارم ... آخ ....
پسرک
اینقد دووست دارم .. که نمی خوام تو بشکنی .. بذار من بشکنم .. من عادت کردم روزگار شکستنو خوب یادم داده ... ولی به کوری چشش هنوز سر پام .. میبینی .....
پسرک
می دونم این آهنگ و گوش بدی میمیری .. می دونم میمیری ... گوش ندی .. جون هومن .. گوش ندی .. خوب ... پسر جونِ هومن نه ! خوب ؟ از این یکی بگذر .. نمی خوام شکستنتو ببینم .. نه دیگه بیشتر از این ....
پسرک
نمی دونم چرا این دردا سیر صعودی دارن ....
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 4 ساعت و 27 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 20 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل