دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه ها این گروه ساخته شده برای هماهنگی برگزاری میتینگ ها

جزئیات گروه

شناسه 312
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 135 پست
عضو 237 کاربر
طرفدار 15 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 142
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 242
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 310

کاربران گروه

(232 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میتینگ برو بچز دنبالر
شناسه‌: 312 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
علی
علی

اینم از یه میتینگ خوب..جای اونایی که نبودن خالی چون خوش گذشت..ولی اصلا احساس نشد نبودتون

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک بابازاده
بابک بابازاده

آخه مگه زنو بچه ما علف میخوورن؟؟؟ من سر کار میرم .. اگه جمعه باشه و قیلیون هم داشته باشه با سر که چه عرض کنم با پشتک بارو میام

mitrakhanom
mitrakhanom

من نفهميدم اينجا چه خبر

♪♫♪ محبوبـہ خـانـوم  ♫ ♫
♪♫♪ محبوبـہ خـانـوم ♫ ♫

نقطه ی مشتـرک ِ جـوونــا اینـه کـه اکثـرشـون با فامیلا مشکـل دارن.. دیدم کـه میگمــآ

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک بابازاده
بابک بابازاده

هاااااااااااااااااا بابک هستم یک میتینگ دوست...پاشیم بریم کارتینگ

گـلـپــری
گـلـپــری

@آقـا اَمـیـن کمک نمیخوای؟ بـسـتـنـی بـ ِه اون گـنـدگی رو چـطور تونـسـتـی جـلو سـ ِه تـن از اعـضـای ِ تیـم ِ غـذا بـِ ه تنـهـایـی بـخوری؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

@فوژان و @خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی . . و @آقـا اَمـیـن خوشحال شدم دیدمتون ببخشید که مجبور بودم سریع برم

این ارسال را بازنشر کرده است.
: )  اَمـــَد
21062013211.jpg : ) اَمـــَد

از خاطرات ِ سفری که به ختم شد !!! آقا از مشهد بلیت با کلی دوندگی پیدا کردیم اونم قطار اتوبوسی درجه یک... خیر سرمون چند شب خوب نخوابیده بودیم گفتیم تخت بخوابیم !!! رفتیم با کلی تأخیر نشستیم راه افتادیم به سمت ِ سمنان ... کناریم یه پیرمرد ِ مهربون بود ، کلی حرف زدیم و خوردیم از اون که دیروز باهم خوردیم اینا ... ساعت شد یک شب و خواب چیره شد ، اصلا یه وضعی داشت صدا میزد به مهربون ِ سفر گفتم آقا تو بالا بخواب منم میرم پایین زیر صندلی روزنامه پهن میکنم میخوابم ... رفتیم تخت گرفتیم خوابیدیم ،بعد ِ دو ساعت حس کردم کنار ِ دریا تو آروم دارم دست و پا میزنم و خیلی بهم میچسبه !!! یه چند بار که تاب خوردم دیدم نه تو آب دارم دست و پا میزنم ، تو نگو صندلی عقب آب معدنیش افتاده و قشنگ همش اومده ِ زیر ِ من که احساس ِ کنار ِ بهم دست داده بود هیچی دیگه بلند شدم رفتم طرف رو از خواب بیدار کردم گفتم خانم چه وضعشه آخه چرا آب رو ول دادین تو حیاط ِ ما ... چیکار کردی با پیرهنم بنده خدا مونده بود چی بگه !!! دیگه

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

ها مخصوصا پایه باشید ما هم یه میتینگی چشنی دورهمی چیزی برگزار بنماییم والله