پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
صدایی از پنجره می آید ... خودم گفتم یه راه رفتنی هست .. خودم گفتم .. ولی باور نکردم ... دارم میرم که توو فکرم بمونی .. دارم میرم دعا کن برنگردم ...
پسرک
هر آنچه بود و هست، بازی بیش نیست...
پسرک
مرگ بر آنکه غم ما از دنیا می خواهد ...
پسرک
من در فراق تو .. تو در فراق دیگری ... دیگری در فراق .....
پسرک
الف ..ب .. آب ..از همان ابتدا کار خراب شد ...
پسرک
پیچ و تاب های این دریای مواج .. گاهی بالا .. گاهی پائین ...
پسرک
بی حس مطلق .... جوری که تو را هم رنجاند .. ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 7 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 9 دقيقه قبل