پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
: )))) میگه: به حق این روز عزیز دعا می کنم خداوند همه ی جوونارو شفا بده : )))
پسرک
...... رسم زمونه ... یکی پس از دیگری ...
پسرک
تو با خیال راحت بگیر تخت بخواب ....
پسرک
جای خالیت توو زندگیم .. خیلی منو میکشه .. ولی بار آخر .. اون کارو کردم که دیگه نفرینم کنی .. دیگه فک نکنی که هومنی هست .. پسری هست ... فک کنی مرده .. آره مرده ...
پسرک
امشب هزار بار اشک منو درآورد ...
پسرک
اون چیزایی رو درک می کنی که حسشون کردی ...
پسرک
با این سن اینقد احساس های متفاوت چشیدم دارم قاطی می کنم ...
پسرک
سرمو تکون میدم .. درد عجیبی میپیچه توو سرم ... سرمو میگیرم .. داغه ... چشامو بستم ... هی ...
پسرک
اصن تو خوبی .. تو راس میگی ...
پسرک
این قد داغونه که صداش در نمی آد .... برادر با ما به از این باش ...
پسرک
آروم و یواش .. چشاموتو ببند .... اینارو میبینم ...
پسرک
@chorion چطوری برادر .... ؟
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 7 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 9 دقيقه قبل