پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
هر کی ندونه انگار چی شده !
پسرک
وقتی از توو خیابون رد میشم این همه شلوغی این همه سرو صدا .. وقتی می یام خونه این همه آرامش .. نه! از نبودنت زندگی را به خودم زهر کردم .. شاید من به این زهر بودن راضی ترم تا آرامش بدونِ تو ...
پسرک
اتاقم از بس تاریکه هیچ جا رو نمیبینم .. پرده هارم کنار زدم .. اما باز ابرها نمی ذارن نور خورشید بتابه توو اتاقم ..
پسرک
هرچی فکر می کنم می بینم که فقط خسته ام ..
پسرک
باروون/ ترافیک / شلوغی / چتر / تو!
پسرک
امروز با صدای بارون بیدار شدم ..
پسرک
ملت گاهی فک می کنن کین ؟! از دماغ فیل افتادن آیا ؟! برو رد کارِت ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 18 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 20 دقيقه قبل