پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
.. نمی دونم چی میشه .. خدا می دونه ..
پسرک
ماهی از توی تنگ افتاد؛ رفت زیر کابینت با مکافات درش آوردیم .. فک کردم مرده اما تا انداختمش توو آب جوون گرفت و شنا کرد
پسرک
دلم رضا می خواد .. با اون لبخند همیشگیش .. با اون چشمای خسته اش .. با اون تهرونی بازیاش .. با سخنرانی هاش و فکرای بلندش .. با اعتمادش و دل نگرونیش و دوس داشتنش ..
پسرک
تو می دونی .. بی رحمم .. زمانه از من بی رحم تر .. ببخش که آنگونه که باید دوستت داشته باشم ندارم ..
پسرک
سزای صدایی که نام تورا نمی بَرَد چیست ؟!
پسرک
کارت ملیمو توو بانک جا گذاشتم .. حواست کجاست پسر ؟!
پسرک
وقتی برنامه ایی نباشه ! کل سیستم میریزه به هم = بی حوصلگی مطلق
پسرک
خیلی وقته هدست میذارم رو گوشم ؛ آهنگ و پلی می کنم ولی اصلاً صدای افکارم نمی ذارن صدای موزیک و بشنوم ..
پسرک
وقتی که گُم می شی توی رویا ؛ چیزی جز دروغ ها برات نمی مونه ..
پسرک
استرس دارم .. مث وقتی که قراره واسه یه جمعیت حرفی و بزنی آب گلوت خشک شده .. صدات میلرزه و درست نمی تونی نفس بکشی ..
پسرک
یعنی به یه چیزی احتیاجه که از بیخ و بُن بتونه کاری انجام بده .. حرس کردن شاخه هارو خودم بلدم ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 27 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 29 دقيقه قبل