ღ♣ஜmaryam♫●•▪ღ♣ஜ♫●•▪
این روزها زیادی ساکت شده ام
نمیدانم چرا حرف هایم
به جای گلو...
ازچشم هایم بیرون می آیند!
ღ♣ஜmaryam♫●•▪ღ♣ஜ♫●•▪
دلم می خواست یکی رو داشتم ، بعضی وقتا که مردم خستم می کردن ، میومد کنارمو دستاش رو می گذاشت دو طرف ِ صورتم زُل می زد تو چشام ، می گفت “ببین ! تو من رو داری!!“
و من همچنان میلایکم
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 45 دقيقه قبلدنیا نمیشه

13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبلمسی جون نه خسته
آغا ما ترم آخر هستم بازم باید ترک تحصیل کنیم
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 42 دقيقه قبلنه یونس بشین بخون
منم میخونم فقط دلتنگم همین یه چیزایی هم باعث میشه همون یه ذره صبرمو از دست بدم گاهی
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلنه ديگه يونسي تو آخر راهي تو الان بايد رسيده باشي به مرحله ي خودكشي
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 35 دقيقه قبل