sayeed
بابام حسرت زمان باباش را میخورد ... منم حسرت زمان بابام ... اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره ... همچین با پشت دست میزنم تو دهنش، که نفهمه از کجا خورده !!!
sayeed
نيازو تو خودم كشتم، كه هرگز تا نشه پشتم زدم بر چهره ام سيلي، كه هرگز وا نشه مشتم من آن خنجر به پهلويم، كه دردم را نمي گويم به زير ضربه هاي غم، نيفتد خم به ابرويم غرور! اي ناجي حرمت! تو بامن پا به پايي كن به هنگام سقوط من، تو در من خودنمايي كن من آن خورشيد زرپوشم، كه با ظلمت نمي جوشم بجز آغوش دريا را، نمي گيرم در آغوشم من آن ديوان پربارم، كه در خود واژه ها دارم درون دشت انديشه، به غير از گل نمي كارم من آن ابر بهارانم، كه از خاشاك بيزارم بجز بر چهره ي گلها نمي گريم، نمي بارم مرا اينگونه گر خواهي، دلت را آشيانم كن من آن نشكستني هستم، بيا و امتحانم كن
sayeed
یارو میره آنتالیا میپرسن چطور بود؟ میگه قدیما لباس خانمها دو تیکه بود الان شده سه تیکه !!! میگن چجوری؟ الان شده کلاه ،عینک ، دمپایی !!!
sayeed
من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی!وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی!وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی!... داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی!... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی!و...آخه موجود اینقدر سنگ صبور !! اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!!!!!!
sayeed
نگران افرادی که پشت سر شما سخن می گویند نباشید آنها کسانی هستند که بجای رفع کاستی های خودشان مشغول یافتن عیوب زندگی شما می باشند !!!
sayeed
شما تنها به دو نفر در زندگي تان دروغ مي گوييد: نامزدتان و پليس!((جك نيكلسون))