#الهي ؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها
مهربان، خوب، قشنگ...
چهره اش نورانیست !
گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من
ساده تر از سخن ساده من !
او مرا می فهمد !
او مرا می خواند
او مرا می خواهد
او همه درد مرا می داند
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم
که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
او مرا می خواند، او مرا می خواهد
او همه درد مرا می داند !
@محمدعلی میدانم امروز بارها و بارها تولدت را تبریک گفته اند با عشقی که من به همراه تبریکم روانه قلب مهربانت میکنم ،روز میلاد تو روز شکفتن غنچه های مهربانیست ... ای ظرافت تپش قلب چکاوک، تو را بر رفیع ترین قله ی احساسمان قرار داده و با تمام وجود فریاد بر می آوریم که روشن ترین فرداها تقدیم تو باد و نیز چه لطیف است حس آغازی دوباره،و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!و چه اندازه شیرین است امروز… روز میلاد…روز تو!روزی که تو آغاز شدی تولدت مبارک...
mersiiiiiiiiiiiiii azizam
fekr nakonam mano yadet bashe az twiit
valii man hanoz farmoshet nakardam golam az shabaii ke toye toye patogh shabane bahs mizashtid
بدرود گفتن، خدا حافظی کردن، نیایشی که در هنگام مسافرت و مفارقت از یکدیگر بر زبان می آورند، به معنای «خدا نگهدار». در حادثه نهضت عاشورا، وداع در مواردی دیده می شود. امام حسین «ع » هنگامی که پس از مرگ معاویه و اصرار والی مدینه برای بیعت گرفتن از او، می خواهد از مدینه خارج شود، به زیارت قبر پیامبر رفته و با او خداحافظی می کند و عازم مکه می شود، وداعی آمیخته با اشک و اندوه فراق، که در همانجا به خواب می رود و رسول خدا را در خواب می بیند.با قبر مادرش و برادرش هم وداع می کند. وداع دیگر در روز عاشورا و کربلاست.فرزندان اهل بیت نیز در آخرین باری که از امام و خیمه گاه خداحافظی می کنند، سلام آخر را می دهند.وداع واپسین، همراه با سلامی خاص است.سید الشهدا روز عاشورا چندین بار وداع کرد.وداع اول، آنگاه بود که به خیمه ها آمد و از خواهرش زینب، پیراهنی کهنه طلبید تا از زیر لباس بپوشد و در این وداع بود که علی اصغر را به آغوش گرفت تا با او نیز وداع کند، تیری گلوی او را از هم درید.وداع دیگر با فرزندش امام سجاد «ع » بود که درون خیمه انجام گرفت.وداعی هم با دخترش سکینه داشت که بسی جانسوز بود و این در همان وداع آخر بود که حضرت با زخمهایی که از آنها خون می آمد برای خداحافظی به میان اهل بیت آمد و با جمله «استعدوا للبلاء و اعلمواان الله تعالی حامیکم و حافظکم...» آنان را به صبر دعوت کرد و چون خواست برای کارزار نهایی به میدان رود، همه را اینگونه خطاب کرد: «یا سکینة یا فاطمة یا زینب و یا ام کلثوم! علیکن منی السلام...» و این نشان دیدار آخر بود.اهل بیت چون یقین کردند که دیگر او را نخواهند دید، بشدت گریستند.
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 31 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 31 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبلهمچنین