داداِ جوجو
ـ "ساده "می شوم "ساده" تلاش می کنم "ساده" شکست می خورم "ساده" ،،، و به تمام این "سادگی" ها،راضی می شوم و چ زیباست ساده "زیستن"
داداِ جوجو
تمام سپاسم از آن کسی است که به من نیازی نداشت اما فراموشم نکرد.
داداِ جوجو
دشمن ز کینه خنجر بر قلب مینشاند ،،، در عجبم تو ز چ خنجر بر استخوان مینشانی !!!!!!!؟ : )
داداِ جوجو
با معلم، تمام نیمکت¬های چوبین گل می¬دهند و ساعت¬های کشدار، لحظه¬های شفاف تولد و ترنم می¬شوند. من از صدای پرمعنای او، واژه¬های دانستن را عاشق شده¬ام. من از قدم¬های استوار او، هراس کوره راه¬ها را به فراموشی سپرده¬ام، من از نام او، صدا کردن شانه¬های مصمّمش، به خود رسیده¬ام... دوست دارم صدایش کنم تا به سمت من رو کند... تا آینده دانشمند خویش را در آیینه امیدوار چشمانش ببینم.دوست دارم صدایش کنم تا همیشه رخساره¬اش به سوی من باشد، تا همیشه در امتداد چشمانش گام بردارم. بگذار صدایت کنم: آموزگار! آموزگار!
داداِ جوجو
در این زمانه رفیقی ک خالی از خلل است...صراحی می ناب و سفینه غزل است ، ، ، جریده رو ک گذرگاه عافیت تنگ است...پیاله گیر ک عمر عزیز بی بدل است
داداِ جوجو
افتاد مشکل هااااااااااااااااااااااا
داداِ جوجو
مادر؛ روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛ چند زمستان برف نشسته است؛ تا من به بهار رسیده ام ...!
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 20 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 19 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 50 دقيقه قبلهمچنین