داداِ جوجو
توسط موبایل
قاضی به متهم : خانوم شما چند سالتونه ؟ خانوم میگه : 25 سال قاضی: خوب بفرمائید که چند ساله که 25 سالتونه !!!
داداِ جوجو
توسط موبایل
دعای غصنفر: خدایا به من مغز بده تا بتوانم سکته مغزی کنم و اعضای بدنم را به كساني كه نياز دارند بدهم .
داداِ جوجو
توسط موبایل
حیف نون به دوست دخترش ميگه : ميخواى جایى رو كه ختنه كردم بهت نشون بدم ! دختره ميگه : آره از خدامه ! حیف نون ميگه : همون بيمارستان روبرویى !
داداِ جوجو
توسط موبایل
به غضنفر میگن خرتو بیشتر دوست داری یا زنتو؟ میگه خدا ازت نگذره دودلم کردی !
داداِ جوجو
توسط موبایل
به یه پیرمرد میگن آرزوت چیه؟ میگه کاشکی زنها رو میشد مثل اسکناس خورد کرد مثلا یه 60ساله بدی سه تا20ساله بگیری !
داداِ جوجو
توسط موبایل
لغتنامه جديد ! category اين گربه کدوم گوريه Morphin بايد بيشتر فين کني Misscal دختر نابالغ Freezer حرف مفت Already گند زدي به همش
داداِ جوجو
توسط موبایل
پدری براي آگاهى پسرش از مضرات عرق ، جلو خرشون عرق گذاشت ، خره نخورد! پدر گفت دیدی،چه نتیجه ای میگیری؟ گفت نتیجه میگیریم هر کی عرق نخوره خره! .... دور از جونِ خواننده
داداِ جوجو
بوی دستای تو داره غربت دستای من یاد قصه های تو مونس لحظه های من
داداِ جوجو
به شب کوچه ی دل دیگه مهتاب نمی یاد توی حجله ی چشام عروس خواب نمی یاد
داداِ جوجو
کوچه شهر دلم از صدای پای تو خالیه نقش صد خاطره از روزای دور عابر این کوچه خیالیه
داداِ جوجو
(جواب من به تو) (این من ، من نیستم و این تو ، تو نیستی) و تو می خندیدی و من پشیمانم که چرا سیب را دزدیدم سیب دندان زده در دست تو بود باغبان می دانست که تو چرا ترسیدی؟! و تو تقدیر منی کاش می ماندی و من قصه ی عشقِ تو را از دلم می راندم و در اندیشه آنم که چرا باغچه همسایه سروِ آزاد نداشت؟
داداِ جوجو
توسط موبایل
"جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق" چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پیِ تو تند دوید و نمی دانستی باغبانِ باغچه ی همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده پاسخِ عشقِ تو را خالصانه بدهم بغضِ چشمانِ تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیبِ دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تو را... و من رفتم و سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه ی خانه ما سیب نداشت
داداِ جوجو
توسط موبایل
"حمید مصدق خرداد 1343" من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خشِ گامِ تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه ی کوچکِ ما سیب نداشت
داداِ جوجو
بعضی وقتا این قده دلم پُرمی شه که خالی شدنم با حضرت فیله.. وقتایی که دلم پر می شه از همه چی دلم می خواد کسی باشه که باهاش حرف بزنم.. یه شونه ی امن که بهش تکیه کنم.. یه آغوش مطمئن... ولی نیست...شاید هیچ وقت نبوده... گاهی حس می کنم تمام گذشته م یه کابوس بوده...یه رویا...یه خیال..
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 43 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 43 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبلهمچنین