دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

ســالها دیـده بــه راهش دوختم ...وز غـم هجرش فـراوان سوختم //دل بسی بی تـــاب امــا دم نزد...صــبــر را در مـکـتبش آمـوختم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

از((کلیم))این غزل سرمشق شد((پرتو))که گفت: ((دیده را کردی سفیداز انتظار ما مپرس))

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

نیستی رجحان به هستی دارداندر کیش ما... ای اسیر حرص از داروندارما مپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

هرکجا شاخ گلی همرنگ خون روید زخاک... کشته عشقی است مدفون ازمزارمامپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

منتهای عزت ما حاصل ازبی عزتّی است... زلّت اینجا دولتست ازاعتبارمامپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

چشم بی نوریم فرق روزوشب ازمامخواه... شاخ خشکیم ازخزان وازبهارما مپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

تامگرروزی نشیندگردمابردامنش ...خاک ره کردیم خودراازغبارمامپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

تابی نشان زآن بی نشان جوئیم چون پیک صبا ...خانه بردوشیم ازشهرودیارمامپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

میرودعمری که درغمخانهٌ عجزونیاز چشم بردرمانده ایم ازانتظارمامپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

رنج عشق اربرده ای ازروزگارمامپرس... روزهجراردیده ای ازشام تارمامپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

پیامی از جانب خدا ای عزیزی که امروز این را می خوانی و یا می شنوی ،بدان که من ،خدایی که در  کتابهای درسی برای تو تعریف کرده اند و می سوزاند و بر تو قهر می کند نیستم .   داستان من و تو داستان دیگری است. و داستان از آنجایی شروع شد که روزی در...ادامه ؛ بخونيدش البته اگه دوستداشتيد...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

دروتی دخترک خردسال بسیار اندوهگین است.چون زن بد جنس دهکده می خواهد سگش  توتو را از او بگیرد. از شدت نا امیدی نزد عمو هنری و عمه اما می رود تا راز دلش را با آنها در میان بگذارد.  اما آنها که هزار کار و گرفتاری دارند به او می گویند: " بدو برو پی کارت" دخترک به سگش  تو تو می گوید : " آن بالا بالا ها ...بالای آسمان ها ... آنجا که همه ی  مردم خوشحال و خوشبختند و حتی یک آدم بد جنس هم پیدا نمی شود ، یک جای خیلی عالی هست که می خواهم آنجا باشم!" ناگهان تند بادی از جانب کانزاس می آید و دروتی و توتو را بلند می کند و به بالای آسمان به  شهر زمرد می برد. ابتدا همه چیز خوب و خوش به نظر می رسد.اما دوباره همان تجربه ها و ترس های قدیمی از  نو سر بر می آورند. اکنون زن بد جنس دهکده به پیرزن جادوگر وحشتناکی بدل شده که باز قصد ربودن توتو را دارد. و حالا چقدر دلش می خواست که می توانست به دهکده ی خود در کانزاس بازگردد... خدا ميدونه كه چقدر دوستدارم، منم به شهر خودم برگردم...؛

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

لحظه ای یاخته های قلبم ، با آرزوی در آغوش کشیدنت ، پرواز کردند و در گلویم نشستند... آرزوهایم کوچک است و دلم قانع ... . . امشب آسمان بالهای خوابم را چیده است... و من هنوز بر خاکم. . . دید ه ام را بدرقه ی راهت می کنم .... روزی ، در سپیدی ِ بی نهایت ، ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

شبی در نهان خانه ی دل غرق بود...بر یار نامه ای می نوشت.میزبان بود و او میهمان دلش. نوای تار ، روحش را پرواز و دلش را شستشو می داد. حزنی زیبا و پرواز گونه بر قلبش می نشاند که با حزن مسائل روزگار تفاوتی عجیب ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

گاهی از چشم هم می افتیم، بی آنکه ایستاده باشیم روی لبه ها یا کسی هل مان داده باشد.از چشم هم می افتیم ؛