هلناز
داشتم رانندگی میکردم یهو مامانم که بغل دستم بود جیغ زد... من گفتم حتما الان یه تریلی میاد میزنه بهم تند فرمونو پیچوندم و ترمز کردم در همین حین جهاربار فاتحه خوندم.توبه هم کردم.اما خبری نشد.به مامانم گفتم چرا جیغ زدی؟ گفت نگاه چه آسمون قشنگه!! من:’( آسمون:-! مخترع ماشین:-\ لایه ی اوزون:-$ مامانم:-
هلناز
یارو میره عروسی میبینه همه موبایل کمرشون بستن اونم یه کاغذ لوله میکنه میبنده کمرش.بهش میگن این چیه؟میگه خدا مرگم بده فکس اومده نفهمیدم!!
هلناز
اینایی که وقتی میخندن ، رو لپشون چاله درست میشه! کوفتشون شه...! خیلی با مزه میشن نامردا
هلناز
دیشب خواب دیدم ازدواج كردم ؛ صبح بلند شدم صدقه دادم !
هلناز
طرف نوشته بود که: من یه گوگل واسه مغزم لازم دارم یه آنتی ویروس هم واسه دلم یکی کامنت گذاشته بود: پس یه فتوشاپ هم واسه قیافت بذار!
هلناز
چندتا فامیل پیر داریم همیشه توی عروسی ها میومدن سیخونک میزدن تو پهلوم در گوشم میگفتن : بعدی تویی,بعدی تویی... البته دیگه اینکارو نمیکنن... چون توی مجلسهای ختم، منم باهاشون همین کارو میکردم
هلناز
رئیس : ساعت چنده ؟ کارمند: ۹ رئیس : شما باید ۸ پشت میزت باشی کارمند : امروز چندمه؟ رئیس : هشتم کارمند : باید یکُم حقوقم تو حسابم باشه !

14 سال و 3 ساعت و 6 دقيقه قبل