سر یکی از کلاس هام توی دانشگاه ، یه دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مونده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت : استاد ! خسته نباشید !!! البته منم به شیوه همه استاد های دیگه به درس دادن ادامه میدادم و عین خیالم نبود ! یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش ! به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم : خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!! همه کلاس منفجر شدن از خنده ، نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد!!!! هیچ وقت هم دیگه با اون کوله ندیدمش توی دانشگاه !!! . . . . نتیجه اخلاقی : حواستون جمع استادای جوون دانشگاه باشه !
آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟ پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته..!
مامانم زنگ آیفونو زده باز کردم . مادربزرگم میگه رضا مامانت رو دیدی در رو باز کردی ؟؟؟ میگم : پـَ نـَ پـَ دستش رو از زیر در نشون داد من هم درو باز کردم !!
گفتم
13 سال و 11 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبلسلام دوست عزیز
13 سال و 11 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلاگه دوست داشتی به لینک زیر هم یه سری بزنید جای خوبی هست
[لینک]
آورین پسر خوب

13 سال و 11 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 49 دقيقه قبلجایزه انلان پرداخت میشه