دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sheida
زن - متاهل
امتیاز: 290

دنبال‌شدگان

(40 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(91 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

...
...

وقتی آدم از همه چیز نفرت داشته باشه خوشبخته . ... چون دیگه ترس از دست دادن چیزی رو نداره ... و نه آرزوی به دست آوردن چیزی رو . ... نه می ترسه نه غمگین می شه ... فقط فرار می کنه از همه چیز از همه کس ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رضــــا
41af301a-472e-48a5-9bc6-ce186b890941.jpg رضــــا

تــوُ نـَـقل ِ یِ هـست ، کـه بـگــم ! نـگــم ، ...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sheida
sheida

با عطری که تو هدیه داده ای به دنیا ثابت خواهم کرد که نه جدایی در راه است و نه قلب هایمان سرد خواهد شد!!

sheida
sheida

دروغ گفتم! دروغ گفتم! نصف زندگی ام واقعاً کم است! حاضرم تمام زندگی ام را بدهم تا برای همیشه شادی و آرامش میهمان نگاه معصوم تو باشد!!! میلاد تهرانی

رضــــا
940_386291148111603_1153819153_n.jpg رضــــا

حيـف كـه را ! وگــرنـه ، بــايـد ، از مي شـدنـد ...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
hemetaf
1340825639814773_large.jpg hemetaf

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می‌شکند، یک زندگی به پایان می‌رسد. وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می‌شکند، یک زندگی آغاز می‌شود. تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود! بیایید اجازه ندهیم ما را از بیرون بشکنند وقتی که قدرت شکستن از داخل را داریم. شکستن تابوها آغاز زندگی دوباره است. آغاز بازگشت به انسانیت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
hemetaf
hemetaf

@ ... نگاه می کنم به عجیب ترین اتفاقِ زندگی ام ... به تو ... به مهربانیت ... به یگانه گی ات ... مثل یک حادثه می مانی , بر زندگیِ من فرود می آیی , خط قرمز ها کمرنگ می شوند , دلم لبخند زنان به عقلم می گوید : " بالاخره کم آوردی " ... آری ... کم آوردم ... !!! حضورِ تو را نظاره می کنم , بو می کشم , لمس می کنم . شگفت زده می شوم از همه ی خلوصت , اگر حقیقت باشد . ترسو شده ام و دیر باور و بی اعتماد و پر از هراس ... اما انگار در برابر صداقتِ چشمانت خلع سلاح می شوم ... راستش را بخواهی دیگر فرقی نمی کند دروغ باشی یا راست , من باورت کرده ام ... !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
hemetaf
hemetaf

گاهی فعل ها چنان سریع ماضی می شوند که باور نمی کنی ... می گویند : می گفتــــ ...می شود : شد ... و رفتــــ می رفتـــ و رفتــــ و دیگر هیچ گاه باز نخواهد گشتــــ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
hemetaf
hemetaf

@sheida تو اینجایی ! کنار دستم .. شانه به شانه‌ی زندگی‌ام تو اینجایی ! لابه لای زبان گنگ این حروف .. در فاصله‌ی بین سطرهایم .. در ابتدای هر بند، لبخند به دست نشسته‌ای !

این ارسال را بازنشر کرده است.
نيلـــوفر
نيلـــوفر
در میکده

@hemetaf...تو از همانهایی که وقتی به پشت بام می آیی حواس ماه را پرت می کنی.. از همان هایی که باران دوستت دارد ودریا تو را همیشه بخاطر خودش تشنه نگاه میدارد...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sheida
sheida

از خوب ها بیشتر میترسم...! آخر..! یک روز تو خوب ِ من بودی ...!

sheida
sheida

بهانه ی بیداری ست ؛ این قهوه ی " چشمــانت "

این ارسال را بازنشر کرده است.