\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
یعنـی نمیشهـ از خُدا کُمَک گـرفت ؟
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …. کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه ! قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم ! خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه ! موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنی ! پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن ! آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن ! مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
کاش هفت ساله بودم روی نیمکت چوبی می نشستم مداد سوسماری در دست باصدای تو دیکته می نوشتم تو می گفتی بنویس دلتنگی من آن را اشتباه می نگاشتم اخمی بر چهره می نشاندی و من به جبران دلتنگی را هزار بار می نوشتم!
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
گوشهایم را میگیرم چشم هایم را می بندم زبانم را گاز می گیرم ولی حریف افکارم نمی شوم !!! آری چه دردناک است فهمیدن
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
روزهاست از سقف لحظه هايم يادتو می چکد اگر باران بند بيايد از اين خانه خواهم رفت...
میشه
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 19 دقيقه قبل

12 سال و 10 ماه و 15 روز و 23 ساعت قبل