\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
یعنـی نمیشهـ از خُدا کُمَک گـرفت ؟
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
I still remember the world from the eyes of a child. Slowly those feeling were clouded by what I know now where has my heart gone? an uneven trade for the real world,oh I want to go back to beliving everything and knowing nothing at all...
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
گیرم که باخته ام اماکسی جرات ندارد به من دست بزند یااز صفحه ی بازی بیرونم بیندازد.شوخی نیست!من شاه شطرنجم.. تخریب میکنم انچه رانمیتوانم باب میلم بسازم.. لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکرمیکنی.من همانی ام که حتی فکرش راهم نمیتوانی بکنی.. زانو نمیزنم! حتی اگرسقف اسمان کوتاه تراز قد من باشد.. حتی اگرتمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند!من زانو نمیزنم.. ! من مسئول حرفها ورفتارهایم هستم اما مسئول برداشت شما ازانها نیستم.. !!!!
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
برای زندانی بودن لازم نیست شخصی پشت میله ها باشد،انسانها میتوانند زندانی و یا «برده» عقاید و اندیشه های خود و یا دیگری باشند
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
شده بعضي وقتا يهو ديگه دوستش نداشته باشي؟ به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟ مگه کيه؟ مگه واسم چيکار کرده؟ مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟ ... اصلاً من که خيلي از اون بهترم.... بعد به خودت مي خندي که اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت کردي؟ يهو، يه چيزي يادت مياد.... يه چيز ِ خيلي کوچيک.... يه خاطره.... يه حرف.... يه لبخند.... يه نگاه.... و بعد.... همين.... همين کافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي که نمي توني فراموشش کنی ...
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
هر جا دلت شکست ......قبل رفتن ..... خودت جاروش کن تا هر ناکسی .......منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره.....
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
دست بر شانه هایم میزنی تا “تنهایی” م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
تو آسمانی ومن ریشه در زمین دارم /همیشه فاصله ای هست داد از این دارم /قبول کن که گذشته ست کار من از اشک /که سال هاست به تنهایی ام یقین دارم .
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
دیگر نگران هیچ چیز نیستم.... حتی تو که چمدانت را بسته ای دیگر میدانم خورشید برای همیشه غروب نمیکند و سنجاب ها برای پایین آمدن از درخت بالا می روند...
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
س ام اس یک پسر ایرانی: عزیزم ، خوبی ؟! دلم واست تنگ شده همش دارم به تو فک میکنم گفتم یه اس بهت بدم ببینم در چه حالی! Send to»»» شراره ، راهله ، سارا ، لیلا ، سیما ، سپیده ، روشنک ، آناهیتا ، سمانه ، آتنا ، مریم !
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
اینجا زندگی ایستگاه آخر... ساعت نمیدانم چند است ولی من چند روزیست چند روز طولانی اینجا نشسته ام آشنایی نمیبینم فکر میکردم سال ها طول بکشد تا به اینجا برسم چه خوب برای یکبار در زندگیم زود رسیدم...
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
یه عاشق میگه : اگه اتفاقی برات بیفته ؛ من میمیرم .... ولی یه دوست میگه : اگه بمیرم ؛ نمیذارم برات اتفاقی بیفته ... !!!
میشه
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 49 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبل

12 سال و 10 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 52 دقيقه قبل